![]() |
![]() |
|
|
من هر وقت استند آپ های مهران غفوریان را در تلویزیون تماشا می کنم بی اختیار بیاد یار قدیمی آقای محمود (جهانبخش)پارسا می افتم.
دوره دبیرستان در اواخر دهه 50 با آقا محمود همکلاسی و دوست صمیمی و در کنار هم در یک میز نشسته بودیم. دوستی بسیار مودب،با مرام و معرفت و صمیمی. در دورهمی های خصوصی و دوستانه با تبحری خاص و هنرمندانه حرکات و دیالوگ های سینمایی را به نمایش می گذاشت که نشان دهنده هنرو استعدادفوق العاده اش در این عرصه بود. تلاش ها وتمریناتی هم برای ساخت یک فیلم کوتاه کرد اما به واسطه نبود امکانات،پشتیبان و راهنما راه به جایی نبرد. نگارش خواندنی خاطراتش در کانال تلگرامی بیدار شهر من را برانگیخت تا یادی کنم از این دوست با وفای قدیمی. گمانم بر این است که اگر در آن زمان زمینه های مساعدی در منطقه ما فراهم بود و استادی توانا،استعداد های بالقوه ایشان را شناسایی وهدایت می کرد قریب به یقین ازهنرمندانی بود که حرف ها برای گفتن داشت و حداقل در سطح منطقه مطرح بود. ایشان در زمینه های هنری خطاطی وکاریکاتور ،نویسندگی و در نهایت هنرهای نمایشی بخصوص سینما می توانست از سرآمد های روزگار باشد. ولی افسوس...
برچسبها: یار, دوستان قدیمی, دهه 50, دبیرستان |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه دوازدهم مهر ۱۳۹۶ساعت توسط ایمانی |
|
|
صفحه نخست پروفایل مدیر وبلاگ پست الکترونیک آرشیو عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
|